مکانیسم
معنی انگلیسی
mechanism
واژههای انگلیسی با این معنی
- firing mechanism مکانيسم آتش، قفل آتش (توپخانه)، چاشني مين
- print engine مکانيسم چاپ، موتور چاپ
- associative mechanism مکانيسم تجمعي
- cintrol mechanism مکانيسم کنترل
- defense mechanism مکانيسم دفاعي
- dissociative mechanism مکانيسم تفکيکي
- counter mechanism مکانيسم شمارشگر، طرزکار شمارشگر
- adjustment mechanism مکانيسم سازگاري
- feedback mechanism مکانيسم بازخوري
- firing stop mechanism مکانيسم ضامن آتش، وسيله منع آتش، ضامن خودکار
- energy absorber مکانيسم ضربه گيري، مکانيسم دفع فشار حرکت، دستگاه دفع فشار
- combination influence مکانيسم عامل مرکب، عامل ترکيبي
- servomechanism مکانيسم فرمان يار
- releasing mechanism مکانيسم راه اندازي
- sour-grapes mechanism مکانيسم ناچيز انگاري
- power traverse مکانيسم حرکت سمت برقي، دستگاه برقي حرکت سمت
- electron transfer mechanism مکانيسم انتقال الکترون
- tractor feed mechanism مکانيسم تغذيه تراکتوري
- chemical horn مکانيسم انفجار مين صوتي، مکانيسم انفجار شيميايي (در مين)
- innate releasing mechanism مکانيسم راه اندازي فطري
- combined influence mine مين با مکانيسم عامل مرکب، مين مجهز به مدار با حساسيت مرکب
- direct action مکانيسم عمل مستقيم در ماسوره ها
- gradient circuit مدار حساس به تغيير ميزان قدرت مکانيسم، عامل انفجار، مدار حساس به تغيير قدرت چاشني مين
- sense probe مکانيسم ورودي که نقاط حساس روي يک صفحه، نمايش را فعال کرده و در نتيجه براي يک، کامپيوتر ورودي تهيه کند