مکتب
معنی انگلیسی
ideology ism _ persuasion school
واژههای انگلیسی با این معنی
- vienna school مکتب وين
- monetary school مکتب پولي، مکتب اقتصادي تحت رهبري ميلتون فريدمن، که معتقد به کارآئي بيشتر سياست پولي
- mathematical school مکتب رياضي، مکتبي که مسائل اقتصادي را از ديدگاه، رياضي مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهد
- freudianism مکتب فرويد، فرويديسم
- freudism مکتب فرويد، فرويديسم
- association school مکتب تداعي
- cartesianism مکتب دکارت
- nancy school مکتب نانسي
- neoplasticism مکتب دستيل
- operationism مکتب عملي.
- zurich school مکتب زوريخ
- austrian school مکتب اطريشي، اين مکتب نظام فکري مستقلي، است که از ساير مکاتب اقتصادي مجزاست
- orthodox school مکتب کلاسيک، مکتب اقتصادي سنتي که، اقتصاددانان قبل از کينز را نيزشامل ميشود
- lamarckianism مکتب لامارک
- raphael school مکتب رفائيل
- roman school مکتب رفائيل
- leipzig school مکتب لايپزيک
- banking school مکتب بانکداري
- cabalism مکتب حروفيون.
- salpetriere school مکتب سالپترير
- neoclassical school مکتب نئوکلاسيک، مکتبي که براساس آن رقابت، و پيروي ازاصول حداکثرساختن مطلوبيت و سود
- manchester school مکتب هواخواهان، بازرگاني آزاد
- monetarism مکتب پول گرايي، مکتب اصالت پول
- wurzburg school مکتب وورتسبورگ