میان جا معنی انگلیسی interval واژههای انگلیسی با این معنی interleave برگ سفيدگذاشتن، در ميان چيزي جا دادن intercalate در ميان افزودن، افزودن، اضافه کردن insert درج کردن، جا دادن، داخل کردن