میزان آب معنی انگلیسی water واژههای انگلیسی با این معنی infiltration rate ميزان (نفوذ آب در خاک) recharge rate ميزان نفوذ آب به سفره در تغذيه مصنوعي depth contour خطوط ميزان منحني عمق، ميزان منحني عمق آب chlorinity غلظت آب دريا، ميزان کلرينه بودن آب (دريايي) isotach ايزوتاک، خطوط ميزان منحني سرعت جريان آب، خطوط جريان هم سرعت kopfring حلقه فلزي است که به دماغه بمب براي کم، کردن ميزان نفوذ آن در آب يا خاک وصل، مي شود bathyconductograph باتي کانداکتوگراف، وسيله اندازه گيري ميزان هادي بودن آب sprinkling کم، مقدار کم، شمار اندک wet year سال پر آب، سالي که ميزان بارندگي از حد، معمول ساليانه بيشتراست