میکروب
معنی انگلیسی
germ microbe
واژههای انگلیسی با این معنی
- pathogen ميکروب، ناخوشي
- microb ميکروب
- germicide ميکروب کش، نطفه کش
- germiculture ميکروب پروري، پرورش ميکروب، نطفه پروري
- bacteriological ميکروب شناسي
- aerobe ميکروب هوازي.
- phagocyte ياخته ميکروب خور، ياخته بي رنگ ...ازانتشاران دربدن جلوگيري، ميکند
- microphage سلول ميکروب خوار کوچک، خرد خوار.
- microphagus سلول ميکروب خوار کوچک، خرد خوار.
- bacilli ميکروب گياهي از طبقه باکتري
- asepsis بي آلايشي از عفونت يا ميکروب، بي ميکروبي، ضد عفوني
- germtheory فرض اينکه ميکروب وسيله واگيره ناخوشي است
- spirochetosis ابتلا به بيماري حاصله از ميکروب اسپيروکت.
- aseptic ضدعفوني، بي آلايش (از ميکروب يا عفونت)، پاک
- wassermann reaction (سرم شناسي)، ازمايش سرم خون براي تشخيص وجود ميکروب، سيفيليس در بدن.
- bacteriology علم ميکرب شناسي، باکتري شناسي، ميکروب شناسي
- bacillary عصايي شکل، بشکل ميله هاي کوچک، ميله ميله
- bacillus باکتريهاي ميله اي شکل که توليد هاگ، ميکنند(مثلباسيل سياه زخم)، باسيل
- carrier برنده، بابر، مکاري