ناتوان سازی معنی انگلیسی derogation واژههای انگلیسی با این معنی debilitation ناتوان سازي، تضعيف. disablement ازکارافتادگي، ناتواني، ناتوان سازي enfeeblement سستي، ناتواني، ناتوان سازي enervation سستي، بيحالي، بيرگي