نازیبا
معنی انگلیسی
inelegant unlovely
واژههای انگلیسی با این معنی
- unhandsome نازيبا، زشت، ناصواب
- inelegant نازيبا، زشت، بي ذوق
- disgracious نازيبا، نامهربان
- unseemly نازيبا، ناشايسته
- misbecoming نازيبا، نامناسب
- misbecome نازيبا بودن، نيامدن به، زيبنده نبودن براي
- misbeseem نازيبا بودن، نيامدن به، نبودن براي
- ungraceful عاري از متانت، نازيبا، نامطبوع
- indecorous ناشايسته، نازيبا، زشت
- inconcinnate بي ظرافت، نازيبا، ناشايسته
- hoord-featured بدشکل، نازيبا، خشن
- ill featured بدشکل، نازيبا، خشن
- agley غلط، نازيبا، زشت.
- unbecoming ناشايسته، نازيبا
- unlovely دوست نداشتني، ناخوشايند، نازيبا
- unworthily ناشايسته، نالايق، نازيبا
- unworthy ناشايسته، نالايق، نازيبا
- deform بد شکل کردن، از شکل انداختن، نازيبا کردن
- deformability بد شکل کردن، از شکل انداختن، نازيبا کردن
- lemon ليموترش، رنگ ليويي، دختر ساده و نازيبا
- improper ناشايسته، نامناسب، بيجا
- unfitting ناشايسته، نامناسب، بيجا