ناشی از
معنی انگلیسی
consequent ic _
واژههای انگلیسی با این معنی
- abnerval ناشي از عصب، عصبي
- rhapsodical ناشي از احساسات، نشئه اي، جذبه اي
- premune ناشي از جلوگيري، پيشگيري کننده .
- shear crack ترک ناشي از برش
- shear stress تنش ناشي از برش
- well-intentioned ناشي از نيت خوب
- wind wave موج ناشي از باد
- spontaneous ناشي از طيب خاطر، خود بخود، خود
- unprompted ناشي از طيب خاطر، خودبخود، بي اختيار
- indiscriminate ناشي از عدم تشخيص، تهي از تبعيض، نامشخص
- royalistic ناشي از شاه پرستي، مبني برسلطنت خواهي
- absorption losses تلفات ناشي از جذب
- war risks خطرات ناشي از جنگ
- perjurious ناشي از پيمان شکني، دروغ
- pot valour دلپري ناشي از مستي
- vinculo matrimonii ناشي از علقه زوجيت
- profits a prendre حقوق ناشي از مزارعه، در CL عامل در حق علف چر و ساير منافع، حاصله از زمين هم ذيحق مي شود
- neological ناشي از تجد د مذهبي، وابسته به اصول نوين يا واژه سازي در زبان
- associative facilitation سهولت ناشي از تداعي
- shear failure گسيختگي ناشي از برش
- punitive damages خسارت ناشي از مجازات، خسارت حاصله از اجراي مجازات
- tortious liability ضمان ناشي از شبه جرم، مسئووليت ناشي از خطاي مدني
- bright anneal روشني ناشي از گداختن، گداختن، ملتهب شدن
- ebb current جريان ناشي از افت آب