ناوگان
معنی انگلیسی
fleet marine navy
واژههای انگلیسی با این معنی
- fleet ناوگان، دسته کشتي (هاي جنگي)، زودگذشتن
- flotilla ناوگان مختصر، دسته اي ازکشتي هاي کوچک
- fleet in being ناوگان موجود، ناوگان قابل استفاده
- numbered fleet ناوگان وابسته، ناوگان زير امر نيروي دريايي
- fleet commander فرمانده ناوگان
- auxiliary fleet ناوگان تدارکاتي
- merchant marine ناوگان بازرگاني.
- major fleet ناوگان عمده دريايي
- advanced fleet anchorage لنگرگاه مقدم ناوگان
- fleet operating base پايگاه عملياتي ناوگان
- declared speed سرعت اعلام شده به ناوگان، سرعت استاندارد ناوگان
- precursor sweeping مين روبي قبل از عبور ناوگان، پاک کردن مين قبل از حرکت ناوگان
- tactical diversions تصحيحات تاکتيکي مسير ناوگان، تصحيح مسير حرکت ناوگان
- navy yard محوطه مخصوص لنگر اندازي ناوگان.
- task fleet ناوگان مامور اجراي عمليات يا ماموريت
- task component بخشي از يک ناوگان يا گروه رزمي يا گروه، ماموريت که براي يک ماموريت مخصوص تشکيل، شده است
- trierarchy وابسته به مقام و اختيارات فرمانده ي ناوگان، روش ساختن و مهيا سازي کشتيهاي سه رجه
- commercial marine کشتي تجاري، ناوگان دريايي
- carrier striking force نيروي ضربتي متشکل از ناوهاي هواپيمابر، ناوگان هواپيمابر ضربتي
- administrative escort ناو اسکورت اداري، ناو اداري (براي فرماندهي ناوگان)
- deck department قسمت اداري ناو، قسمت اداره امور باربري و کالاي ناوگان
- task element عنصر اجراي عمليات، قسمت مامور اجراي عمليات، يکي از عناصر