نسبت دادن به معنی انگلیسی put واژههای انگلیسی با این معنی ascription عمل نسبت دادن يا بستن چيزي به کسي، اتصاف، تصديق مالکيت mallet goal نمره دادن از صفر تا 10 به بازيگر به نسبت، مهارت او (چوگان) preferentialism اصول دادن امتيازات به برخي کشورها نسبت به، حقوق گمرکي کالاي انها face-bow دستگاهي است در دندانپزشکي براي ثبت ارتباطات، وضعيتي مرز فکي نسبت به مفاصل گيجگاهي - آرواره اي، و انتقال دادن اين نسبتها به آرتيکولاتور intitule نام دادن (به) لقب دادن به، اهدا کردن، نسبت دادن imputation نسبت دادن، بستن به .