نصف
معنی انگلیسی
half hemi- moiety semi-
واژههای انگلیسی با این معنی
- half time نصف وقت، نيم وقت، (فوتبال) نيمه بازي.
- hemihedron نصف محرف
- line of longitude نصف النهار
- meridian خط نصف النهار، مدار نصف النهار، دايره طول
- hemihedral بشکل نصف محرف
- half astern نصف قدرت به عقب
- celestial meridian نصف النهار سماوي، دايره نيمروز سماوي
- true meridian نصف النهار واقعي
- ante meridiem پيش از نصف النهار
- greenwich meridian نصف النهار گرينيچ
- magnetic meridian نصف النهار مغناطيسي
- geographical meridian نصف النهار جغرافيايي، خط طول جغرافيايي
- parallactic angle زاويه تقارب نصف النهارات، زاويه تقارب
- ammo plus مهمات بيش از نصف (هوايي)
- ammo minus مهمات کمتر از نصف (هوايي)
- graticule شبکه نصف النهارات و مدارات، خطوط مشخصه زمين در عکس هوايي
- prime meridian نصف النهار مبداء يا گرينويچ
- exmeridian altitude ارتفاع فوق نصف النهاري هواپيما، ارتفاع نصف النهاري
- grid convergence تقارب نصف النهارات يا کجي شبکه، انحراف شبکه
- greenwich hour angle زاويه ساعتي بين نصف النهار سماوي، گرينويچ و نصف النهار محل
- hemi پيشوندي است بمعني نيم و نصف مانند، hemisphere يعني نيمکره .
- half thickness ضخامت لازم براي نصف کردن نفوذ عناصر، تراونده
- mercator projection نقشه برجسته نماي داراي نصف النهارات، متوازي.
- time chart جدول تطبيق ساعات نصف النهارات مختلف.