نظافت معنی انگلیسی cleanliness cleanness hygiene واژههای انگلیسی با این معنی head's party گروه نظافت housecleaning نظافت در منزل، خانه تکاني، اصلاح اساسي clean up party گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد، گروه مسئول رفت و روب cleanliness پاکيزگي، نظافت cleaning rod سمبه تفنگ، سمبه نظافت اسلحه biddy کلفت، متصدي نظافت خانه .، زن mess gear وسايل غذاخوري، وسايل نظافت نهارخوري squilgee راداس، وسيله نظافت کردن کف ناو featly بانظافت وچالاکي.، تر و تميز، با نظافت cleanlier پاک، تميز، نظافت دوست cleanliest پاک، تميز، نظافت دوست cleanly پاک، تميز، نظافت دوست