نظامنامه معنی انگلیسی code statute statute book bylaw واژههای انگلیسی با این معنی workbook نظامنامه، کتاب دستور عمليات، کارنامه . by-law نظامنامه، قانون ويژه، قانون محلي statute book کتاب نظامنامه، کتاب قانون، قوانين موضوعه . internal ruling نظامنامه داخلي byelaw ايين نامه، نظامنامه، قانون ويژه bylaw ايين نامه، نظامنامه، قانون ويژه by-low آيين نامه، نظامنامه داخلي rules of procedure روش جاري، قوانين مربوط به روش جاري، نظامنامه داخلي regulation تنظيم، تعديل، قاعده