نظم و ترتیب معنی انگلیسی discipline orderliness tidiness واژههای انگلیسی با این معنی coarse adjustment نظم و ترتيب دانه اي gear arrangment نظم و ترتيب درگيري دو چرخ دنده circuit discipline رعايت انضباط مدار، نظم و ترتيب در مدار harmonia هارمونيا، نماد همسازي و نظم و ترتيب ordered فرموده، منظم، مرتب building system سيستم ساختمان، اصول ساختمان، طرز ساختمان