نمایشی معنی انگلیسی demonstrative dramatic exhibition scenic spectacular stagy stilted theatrical واژههای انگلیسی با این معنی ideogrammic نمايشي، تجسمي. ideogramic نمايشي، تجسمي. epideictic نمايشي false arch قوس نمايشي، هلال دروغين representative arts فنون نمايشي demo نمونه نمايشي drama داستان نمايشي، داستاني که گفتگوواربمعرض نمايش گذاشته، ميشود display architecture معماري نمايشي hot-dogging عمليات نمايشي showboat نمايشي بازي کردن international demonstration effect اثر نمايشي بين المللي playwright نويسنده داستانهاي نمايشي، نمايش نويس، شبيه ساز dramatist نويسنده داستانهاي نمايشي، شبيه ساز، درام نويس dramaturge نويسنده داستانهاي نمايشي، شبيه ساز، درام نويس exhibition game بازي نمايشي به نفع خيريه dramatic وابسته به درام ياداستان نمايشي، داستان مانند، زننده dramatically وابسته به درام ياداستان نمايشي، داستان مانند، زننده problem plav نمايشي که موضوع آن مسئله اي باشد thin window display نمايشي يک خطي که روي صفحات کليد و، کامپيوترهاي دستي بکار مي رود dramatize بشکل درام ياداستان نمايشي دراوردن، شبيه (چيزيرا) دراوردن dramatization تبديل داستان روايتي بداستان نمايشي indiental music ساز و اوازي که با نمايشي همراه باشد، موزيک همراه multiviewports صفحه نمايشي که دو يا چندين صفحه قابل، ديد را نمايش مي دهد amphibious demonstration عمليات نمايشي آب خاکي (براياغفال دشمن)، عمليات آب خاکي نمايشي