نمد
معنی انگلیسی
felt
واژههای انگلیسی با این معنی
- packing felt نمد
- loden نمد سبز، پارچه ي پشمي همفشرده و ضد آب، پارچه ي پالتويي
- numdah نمد زين، عرق گير
- numnah or dah نمد زين، عرق گير
- saddle blanket نمد زين
- saddle-blanket نمد زين
- oil seal کاسه نمد
- scal کاسه نمد
- stuffing box کاسه نمد
- tatami نمد ژاپوني
- labyrinth seal کاسه نمد لايبرنت
- billycock نوعي کلاه گرد مردانه که از نمد نرم ساخته، ميشود.
- felting نمدمالي، نمد
- oil-seal کاسه، نمد
- saddle cloth عرق گير، نمد زين
- saddle-cloth عرق گير، نمد زين
- saddlecloth عرق گير اسب، نمد زير زين.
- wad لايي، کهنه، نمد
- velour (velours) مخمل کلا هي، پارچه مخملي، نمد کلا هي.
- felt پازد، گام زد در، پايين
- savored پازد، گام زد در، پايين