نمودار کردن معنی انگلیسی show واژههای انگلیسی با این معنی foreshorten کوتاه نمودار کردن unveil حجاب برداشتن از روي، نمودار کردن، اشکار کردن materialize مادي کردن، مادي انگاشتن، مجسم کردن