نموداری معنی انگلیسی graphic schematic واژههای انگلیسی با این معنی coaxial graphical correlation همبستگي نموداري charactristic curve نموداري براي نمايش خواص نيروهاي برا و، پساي حاصل از يک ايرفويل psychographic وابسته به نمودار رواني، روان نموداري، وابسته به روان نمودار شناسي cumulative delivery diagram منحني تحويل تراکمي، نموداري که نحوه، تحويل کالاها را نشان ميدهد ECG. = Electrocrdiogram، الکتروکارديو گرام، نموداري است که توسط دستگاه