نوکری معنی انگلیسی service servility vassalage واژههای انگلیسی با این معنی livery servant نوکري که جامه ويژه نوکر بابي مي پوشد eyeservant نوکري که فقط هنگام مواظبت اقايش خوب کارميکند، نوکرپيش رو flunkeyism چاپلوسي، نوکري، جيفه خوري liveries جامه نوکر بابي، لباس نوکري، جامه ويژه livery جامه نوکر بابي، لباس نوکري، جامه ويژه serfism بردگي، قره نوکري. service خدمت، استخدام، نوکري Sorb خدمت، استخدام، نوکري serve خدمت کردن، خدمت انجام دادن، نوکري کردن