نگارش
معنی انگلیسی
authorship composition record writing
واژههای انگلیسی با این معنی
- meteorgraph آلت نگارش، حوادث جوي
- recorder اسباب نگارش، الت نگارنده، بايگان
- department of publications اداره نگارش، اداره انطباعات
- dipartment of publications اداره نگارش، اداره مطبوعات
- surrealism سبک نگارش خيالي، سوررئاليسم، فراواقعيت گرايي.
- syllabism نگارش حروف هجايي، واجپار نگاري، هجابندي
- skywriting نگارش حروف بر آسمان، آسمان نويسي
- NT نوعي نگارش در Windows، سرزمين شمالي
- gutter press نگارش هايامطبوعات پست
- bureaucratese سبک نگارش ادارات دولتي، سبک ديوان سالاري
- pnemograph الت نگارش حرکات سينه هنگام تنفس
- myograph آلت سنجش و نگارش درجه انقباض ماهيچه
- pick wickian شبيه پيکويک قهرمان داستان نگارش چارلز، ديکنز، ساده
- metrics هنر شعرنويسي، نگارش نوشتار منظوم، منظوم نويسي
- aerometeorograph دستگاه هوانگار، دستگاه نگارش عوامل هواسنجي
- depiction نمايش، ترسيم، نگارش
- recording ضبط، ثبت، نگارش.
- EEMS حروف اختصاري Enhanced Expanded Memory، Specification، نگارش پيشرفته مشخصه حافظه الصاقي
- tracing ترسيم، گرده برداري، رسم
- scribal تحريري، کتابي، وابسته به کتابت.
- DPMI حروف اختصاري عبارت DOS Potected Mode، Interface (به مفهوم رابط حالت حفاظت شده DOS)، يک
- PC CARD نام تجاري PCMCIA (مخفف Personal Computer، Memory Card International Association) که براي، کارتهاي افزودني مطابق با مشخصه PCMCIA به کار
- DIA حروف اختصاري Document Interchange، Architecture، قاعده اي است که در معماري شبکه هاي
- DCA حروف اختصاري Document Content Architecture، يک روش قالب بندي در معماري شبکه اي سيستمهاست، (SNA) که امکان تبادل اسناد متني بين کامپيوترهاي با اندازه