نیمدایره معنی انگلیسی crescent واژههای انگلیسی با این معنی semicircular بشکل نيمدايره . semicircular canals مجاري نيمدايره (در گوش) semi-circular parry دفاع نيمدايره (شمشيربازي) wingover مانور با نيمچرخش يا نيمدايره . throwing line نيمدايره اي که پرتابگر نيزه نبايد از، آن تجاوز کند crossrole چرخش نيمدايره روي يک پا و چرخش نيمدايره، روي پاي ديگر swing roll چرخش نيمدايره روي يکپا وبعد روي پاي ديگر، با کنترل پاي آزاد از جلو بعقب (اسکيت) camelback صندلي يا نيمکت که پشت آن به شکل نيمدايره، کوهان شتر باشد، مبل کوهاني takeoff fan نيمدايره جلو ميله پرش ارتفاع براي آغاز پرش semicirclar vault طاق دور تمام، طاق نيمدايره goal crease محوطه دروازه، نيمدايره جلو دروازه لاکراس basilica کاخ پادشاهي، ساختمان مربع شکل که يک انتهاي آن به صورت، نيمدايره است و در طرفيندرازاي آن ستونهاي