هدایت کننده
معنی انگلیسی
didactic
واژههای انگلیسی با این معنی
- dredging ladder هدايت کننده سطل، هادي سطل
- channelising island سکوي هدايت کننده، سکوي جداساز
- conducting staff ستاد هدايت کننده، ستاد هادي
- bell's bund ديوار هدايت کننده آب
- ballistic director هدايت کننده باليستيکي
- marshaller هدايت کننده به محل تجمع، جمع آوري کننده يکان
- plane director نفر هدايت کننده هواپيما، هادي هواپيما
- meta director هدايت کننده به موقعيت متا
- rocketeer هدايت کننده پرتابه يا موشک، دانشمند پرتابه شناس.
- ortho director هدايت کننده به موقعيت ارتو
- para director هدايت کننده به موقعيت پارا
- ortho-para director هدايت کننده به موقعيتعاي ارتو - پارا
- diastereotopic group گروه هدايت کننده به موقعيتهاي ارتو پارا
- directing staff ستاد هادي، ستاد هدايت کننده
- gyro repeater تکرار کننده سمت ژيروسکوپي ناو، تکرار کننده سمت هدايت نجومي ناو
- armstrong سيستم اجراي فرامين مربوط به مسلح کردن، ماسوره موشکها، سيستم عمل کننده فرامين موشک هدايت شونده
- cylinder baffles صفحات نازک قلزي براي هدايت هوا از ميان، تيغه هاي خنک کننده و جذب حداکثر گرماي، ممکن از جدار سيلندر