هلی کوپتر
معنی انگلیسی
copter helicopter
واژههای انگلیسی با این معنی
- compound helicopter هلي کوپتر مرکب، هلي کوپتري که مجهز به، سيستم جلو برنده کمکي است
- lift helicopter هلي کوپتر باري، هلي کوپتر حمل و نقل
- armed helicopter هلي کوپتر مسلح، هلي کوپتر توپدار
- helipad فرودگاه هلي کوپتر
- black hawk هلي کوپتر سيکورسکي، (مخصوص مين جمع کني هوايي)
- sling load بار خارجي هلي کوپتر، بار معلق، بار آويزان از هواپيما
- break up point نقطه رهايي هلي کوپتر، نقطه رهايي
- donkey sonar ردياب صوتي هلي کوپتر، ردياب صوتي
- lightening bug ship هلي کوپتر نورافکن دار، هلي کوپتر روشن کننده گشتي
- helicopter team تيم سوار بر هلي کوپتر
- coaling bag گوني حمل بار هلي کوپتر، گوني حمل بار (دريايي)
- pioneer heliport فرودگاه هلي کوپتر صحرايي، فرودگاه موقت
- scout helicopter هلي کوپتر شناسايي يا گشتي
- heliport باند فرود و پرواز هلي کوپتر
- drone antisubmarine helicopter هلي کوپتر بي خلبان ضد زيردريايي
- cargo sling طناب بستن محمولات به زير هلي کوپتر، طناب باربندي هلي کوپتر يا خودرو
- dustoff وسيله تخليه و حمل مجروحيني که روي، هلي کوپتر نصب مي شود
- smokey the bear وسيله توليد کننده دود، وسيله توليد پرده دود در هلي کوپتر
- composite squadron اسکادران مختلط (هوايي)، گردان سوار زرهي يا هلي کوپتر مختلط