هماهنگ با معنی انگلیسی according واژههای انگلیسی با این معنی proportional navigating هدايت موشک به طور هماهنگ با مسير تعيين، شده compatability قابليت کار همزمان، قابليت انطباق، کار هماهنگ با ساير دستگاهها E-C-E (economic commission for European)، کميسيون اقتصادي اروپا، کميسيوني که در بطن شوراي اقتصادي و