همبر معنی انگلیسی cross crisscross transverse واژههای انگلیسی با این معنی crossbill همبر نوک cross wall ديوار همبر، ديوار پله اي عرضي crossbedded داراي لايه هاي همبر، همبر لايه اي cosec مخفف: کسکانت، همبر crosshead ياتاقان متحرک، ميله ي همبر intersection leg شاخه (يک تقاطع)، شاخه يک همبر multiway junction تقاطع چند راه، همبر چند شاخه crossbeam تير يا ديرک متقاطع، شاه تير، همبر scissor junction تقاطع مورب، چهارراه کج، همبر اريب staggered junction چهارراه سر نيزه اي، چهارراه نيزه اي، همبر نيزه اي cross roads تقاطع با زاويه قايم، چهارراه راست، همبر راست گوشه