همبند معنی انگلیسی connecter connection connector network rivet tie واژههای انگلیسی با این معنی syndetic همبند، همبندگر، متصل کننده scar tissue بافت همبند جاي زخم، محل التيام زخم. sarcomatosis ابتلاء به تومور بدخيم نسج همبند. incorporated همبسته، همبند شده، يک کاسه esemplastic انديش بند، انديش همبند end-bud -1 جسم تخم مرغي شکلي که در انتهاي رشته عضبي قرار، داشته ودر پوست، مخاط