همجوار معنی انگلیسی adjoining contiguous neighboring واژههای انگلیسی با این معنی neighbouring state دول همجوار، دولتهاي همسايه contiguous data structure ساختار داده هاي همجوار cumulated double bonds پيوندهاي دوگانه همجوار neighbouring همسايه، نزديک، مجاور adjoining پيوسته، مجاور، متصل