دیکشنری فارسی

هنر پهلوی هم گذاردن و به هم سوار کردن چیزهای مختلف

معنی انگلیسی

assemblage

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن