هوابرد
معنی انگلیسی
airborne
واژههای انگلیسی با این معنی
- antiaircraft ضد هوابرد، ضد حملات هوايي، اسلحه ضد هوايي.
- airborne vehicle وسيله هوابرد، وسيله انجام عمليات هوابرد
- airborne lift تناژيکان هوابرد، بار هوابرد
- airborne battlefield ميدان رزم هوابرد، عمليات هوابرد
- airborne beacon برج مراقبت هوابرد، رادار مراقبت نصب شده روي هواپيما
- antiairborne minefield ميدان مين ضد هوابرد
- airborne sensor رادار مراقبتي هوابرد، (نصب شده روي هواپيما)
- airborne radio relay سيستم راديو رله هوابرد، (نصب شده روي هواپيما)
- airborne intercept equipment وسايل استراق سمع هوابرد، (نصب روي هواپيما)
- airborne alert آماده باش به طريق هوابرد، وسايل اعلام خطر نصب شده روي هواپيما
- mounting area منطقه سوار شدن يکانهاي آب خاکي يا هوابرد
- drop master مدير پرش، سرپرست پرش (هوابرد)
- fire coordination line خط هماهنگي آتش هلي کوپترها و نيروهاي، هوابرد و نيروهاي الحاقي
- arrow head علامت پيکان، پيکان نشان دهنده محل پياده، شدن افراد (هوابرد يا آب خاکي)
- land tail باقيمانده زميني يکان، بنه زميني، (قسمتي از يکان هوارو يا هوابرد که از