و بقیه معنی انگلیسی et seq واژههای انگلیسی با این معنی bread and point سيب زميني و نانش براي خوردن و بقيه اش براي، نگاه کردن است potatoes and point سيب زميني يا نانش براي خوردن و بقيه اش براي، نگاه کردن است quady رودي که فقط در فصل بارندگي جريان دارد، و در بقيه فصول خشک مي باشد two up آرايش حرکت با دو عنصر در جلو، تک با دو عنصر در جلو و بقيه در عقب unit matrix ماتريس واحد، ماترسي که عناصر قطر اصلي، همگي برابر يک و بقيه عناصرش صفر باشند enclave economices اقتصادهاي محاط (جزيره اي)، اقتصادهائي، که عمدتا در کشورهاي در حال توسعه وجود iconostasis ديواره يا تيغه ايکه محراب را از بقيه ي کليسا، جدا ميکند و روي آن شمايل مقدسان نقش، شده است acrolith مجسمه چوبي دوسرسنگ، مجسمه اي که سر و دست و پاي ان سنگي و، بقيه اش چوب باشد.