وابسته به آب معنی انگلیسی watery water واژههای انگلیسی با این معنی hydrological وابسته به خواص آب hydraulic وابسته به علم آب رساني، مربوط به انتقال يا بلند کردن آب hydrostatic وابسته به فشار آب ساکن hydrokinetic وابسته به آب جنبش شناسي، آب جنبشي anadromous وابسته به ماهياني که براي تخم گذاري از آب، شور، به آب شيرين ميروند hydro-electric وابسته به پيدايش الکتريسيته بوسيله مالش آب، يا بخار hydropathic آب درماني، وابسته به درمان کردن ناخوشي با آب graustarkian وابسته به سرزمين خيالي، پر رنگ و آب و عشقي ولي باور نکردني