وابسته به اداره معنی انگلیسی office واژههای انگلیسی با این معنی commissarial وابسته به (اداره) کارپردازي، خواربار oligarchical وابسته به حکومتي که بدست چندتن اداره ميشود، بدست مشتي مردم اداره ميشود oligarchic وابسته به حکومتي که بدست چند تن اداره مي شود، بست مشتي مردم اداره ميشود bureaucratic مبني بر زياد رعايت کردن تشريفات اداري، وابسته به دوائر دولتي، وابسته به امور اداري bureaucratically مبني بر زياد رعايت کردن تشريفات اداري، وابسته به دوائر دولتي، وابسته به امور اداري prefectoral وابسته به اداري، مبني بر اداره اموزشگاه بدست مشتي ازشاگردان، يامبصران plutocratic وابسته به حکومت دولتمندان، اداره شده بدست توانگران