واحد سنجش
معنی انگلیسی
measurement
واژههای انگلیسی با این معنی
- calorie واحد سنجش گرما
- thermal unit واحد سنجش گرما
- gram گرم: واحد سنجش وزن، نخود، يکجور باقلا
- gramme گرم : واحد سنجش وزن
- scruple واحد سنجش که برابراست با 20 گندم، دانگ، ذره
- air mile ميل هوايي (واحد سنجش مسافت هوايي)، معادل 6706، 3301 فوت
- kilobar واحد سنجش فشار در سيستم متريک برابر با، هزار کيلوبار
- fluid dram واحد سنجش مايعات برابر با 8/1 اونس مايع.
- chaldron واحد سنجش جامدات خاکه مانند که امروزه فقط، در انگليس براي سنجش مقدار زغالسنگ و زغال، کک به کار ميرود و برابر با بوشل است
- mutchkin واحد سنجش آبگونه ها که کمي از يک pint کمتر، است
- cental واحد سنجش وزن که برابر است با 45/3 کيلوگرم
- measuring unit عضو سنجش، واحد سنجش
- roentgen رونتگن، واحد سنجش تشعشع اتمي
- scr. = scruple، واحد سنجش برابر 20 گندم.
- gigaton يک ميليارد تن، قدرت انفجاري يک ميليارد تن تي.ان.تي، واحد سنجش قدرت انفجاري
- biometric سنجش بيولوژيکي، واحد بيولوژيکي