واحدی
معنی انگلیسی
modular
واژههای انگلیسی با این معنی
- five-unit code کد پنج واحدي، الفباي پنج گانه
- ounce واحدي براي وزن
- modular accounting package برنامه پيش نوشته حسابداري واحدي
- neper واحدي که نسبت اسکالر دو جريان را نشان، ميدهد
- facsimile transceiver واحدي براي انتقال و دريافت الکترونيکي
- syynostosis ترکيب دو استخوان وتکميل استخوان واحدي.
- cylinder block بلوک واحدي که سيلندرهاي يک موتور پيستوني، خطي که با مايع خنک مشوند را دربرميگيرد
- qyaternary دوران چهارم، چهار واحدي، چهار عضوي
- modular programming برنامه نويسي پيمانه اي، برنامه نويسي واحدي
- desalination plant واحد ملح گيري، واحدي جهت گرفتن املاح
- comprehensive job کار جامع، کاري که کليه اجزا آن در رشته واحدي، مجتمع شود
- cost center قسمت هزينه در يک موسسه، واحدي در يک موسسه که وظيفه اش تعيين، قيمت کالا از طريق توزيع و سرشکن کردن
- nc. = nanocurie، واحدي است مربوط به راديوآکتيويته معادل با 10 به توان، منفي 9 کوري.
- USRT سرنام عبارت "universal synchronous، " receiver-transmitter (به مفهوم گيرنده فرستنده همزمان، جهاني) واحدي است که معمولا از يک مدار مجتمع تشکيل
- H. -1 نشانه شيميائي هيدروژن -2 مخفف کلمات زير است :، جرعه، (داروئي که يکباره خورده ميشود haustus)