واردات
معنی انگلیسی
importations imports
واژههای انگلیسی با این معنی
- import intensive واردات پر
- volume of import حجم واردات
- import duty حقوق واردات
- import licence جواز واردات
- import restriction محدوديت واردات
- restriction of imports محدوديت واردات
- import and export واردات و صادرات
- propensity to import گرايش به واردات
- import surcharge حقوق واردات مازاد، حقوق گمرکي اضافه
- export import bank بانک صادرات واردات
- import substitution policy سياست جانشيني واردات
- inwards امعاء و احشاء، واردات، کالاي رسيده
- receipts and expenses جمع وخروج، واردات وصادرات
- import quotas سهميه وارداتي، محدوديت کمي واردات
- protect home judustry حمايت صنايع داخلي از طريق وضع حقوق، گمرکي سنگين بر واردات
- passive trade balance توازن تجارتي منفي، فزوني واردات بر صادرات
- trade gap اختلاف داد و ستد، تفاوت بين صادرات و، واردات يک کشور
- trade deficit کسري تجارت، کسري بازرگاني، حالتيکه در
- gold export point نقطه خروج طلا، نقطه اي است که به علت بالا بودن قيمت ارز، خارجي در کشور وارد کننده کالاي خارجي