واگیردار معنی انگلیسی contagion transmissible catching contagious epidemic infectious transmittable واژههای انگلیسی با این معنی serpigo انواع بيماريهاي پوستي واگيردار foot-and-mouth يکجور ناخوشي واگيردار با تب در جانوران، شاخدار virus زهر، سم، مايه ناخوشي واگيردار