وجوه
معنی انگلیسی
fund dues
واژههای انگلیسی با این معنی
- cash flow گردش وجوه
- trust funds وجوه سپرده، وجوه امانتي
- cash-box صندوق وجوه
- common purse وجوه عمومي
- wage funds وجوه دستمزد، مايه دستمزد
- capital fund وجوه سرمايه
- provident fund وجوه احتياطي، اندوخته براي روزگاربارنشستگي
- contingency fund وجوه احتياطي
- emergency fund وجوه اضطراري
- relief fund (وجوه) اعانه
- depreciation allowances وجوه استهلاکي، ذخيره استهلاک
- sinkin fund وجوه استهلاکي
- sinking-fund وجوه استهلاکي
- loanable funds وجوه وام دادني، وجوه قابل عرضه به بازار پول
- pension funds وجوه بازنشستگي
- trust fund وجوه متراکم شده، وجوه پس انداز شده
- face-centered cubic مکعب مراکز وجوه پر
- petty cash صندوق ويژه وجوه کوچک، حساب هزينه هاي کوچک.
- reserve fund وجوه اندوخته يا احتياطي
- face-centered cubic lattice شبکه مکعبي مراکز وجوه پر
- solicitor کسي که کارش جمع کردن وجوه اشتراک يا اعانه، است
- fcc lattice face-centered cubic lattice، شبکه مکعبي مراکز وجوه پر
- gulling پريشاني، اظطراب، وجوه دريافتي
- taking پريشاني، اظطراب، وجوه دريافتي