وراثت معنی انگلیسی heredity inheritance واژههای انگلیسی با این معنی heirdom وراثت، ارث heirship (حق) وراثت coparcenary وراثت مشترک، شراکت در ارث، مالکيت مشاع hereditability وراثت پذيري heritability وراثت پذيري law of succession قانون وراثت succession law قوانين وراثت letter testamentary تصديق انحصار وراثت use inheritance وراثت ناشي از کاربرد Weismannism نظريه ي وراثت وايزمن mendel's law قانون وراثت مندل درمورد جانوران وگياهان. probate رونوشت وصيت نامه تصديق شده، گواهي نامه انحصار وراثت Mendelian وابسته به مندل و انديشه هاي او، وابسته به قانون وراثت مندل inheritance ارث، ميراث، مرده ريک succession توالي (پي در پي آمدن) ترادف، رديف، رشته inheritable قابل توارث، ميراث بردني، بارث رسيدني engramme تحولات دائمي هسته سلول، اثر دائمي که درنتيجه يک محرک درسلول باقي، ميماند