وردست معنی انگلیسی aide coadjutor confrere help legman second واژههای انگلیسی با این معنی straw boss وردست سر عمله، مباشر کارگران. chainman وردست پيمايشگر که فواصل را با زنجير يا، نوار اندازه گيري ميکند . legman خبرنگار محلي، پادو.، وردست acolyte کمک کشيش، مامور انجام مراسم عشاي رباني، محرابدار