ورودیه معنی انگلیسی admission entree entrée fee واژههای انگلیسی با این معنی box office گيشه فروش بليط وروديه نمايش، باجه بليط فروشي. nickelodeon سينما که وروديه ي آن پنج سنت بود، جعبه ي موسيقي يا گرامافون پولي gate-meeting انجمني که بادادن وروديه بدان درايند hanse اتحاديه بازرگانان، وروديه صنفي، ماليات بيرون بودن ازرسته door-money پول دم در، دري، وروديه ambulating جا پا، قدمگاه، مناسبات footing جا پا، قدمگاه، مناسبات garnish ارايش دادن، نثارزدن، تجمل دادن admission پذيرش، قبول، تصديق