وسیله نقلیه معنی انگلیسی conveyance machine transport transportation vehicle واژههای انگلیسی با این معنی conveying appliance وسيله نقليه transport car وسيله نقليه utility vehicle وسيله نقليه عمومي، وسيله نقليه عام المنفعه articulated vehicle وسيله نقليه مفصلي traction battery باطري وسيله نقليه traction motor موتور وسيله نقليه utility car وسيله نقليه عمومي vehicle chain زنجير وسيله نقليه motorcar وسيله نقليه موتوري، اتومبيل crawl-type vehicle وسيله نقليه نوع خزنده refrigerator vehicle وسيله نقليه يخچال دار tracked vehicle وسيله نقليه بکسل کننده، وسيله نقليه يدک کش vehicle stopping distance مسافت ايست وسيله نقليه، مسافت ايست خودرو pay load ظرفيت مفيد وسيله نقليه، بار مفيد crawl drive محرک وسيله نقليه خزنده bare-boat charter اجاره دربست وسيله نقليه deadweight tonnage حداکثر تناژ وسيله نقليه amphibian vehicle وسيله نقليه براي خشکي و آب intermodal transport حمل با چند نوغ وسيله نقليه slot charter اجاره قسمتي از وسيله نقليه shimmey (چرخ وسيله نقليه) تاب داشتن، لرزش داشتن، تکان تکان خوردن (اتومبيل). bale cubic capacity تناژ وسيله نقليه از نظر حجمي، تناژ حجمي RV مخفف: وسيله ي نقليه ي تفريحي GVW مخفف: وزن ناخالص وسيله ي نقليه