وصل - (کامپیوتر) معنی انگلیسی on-line واژههای انگلیسی با این معنی daisy chain interrupt يک سيستم وقفه که در آن دستگاههاي جانبي، از طريق گذرگاه به کامپيوتر وصل مي شوند power up روشن کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام روشن شدن برق توسط، يک پردازنده کامپيوتر به اجرا در مي آيد applebus يک دستگاه بيروني که به ريزکامپيوتر، MACINTOSH امکان مي دهد که به ساير، کامپيوترها وصل شده و يک شبکه ايجاد کند