وصول
معنی انگلیسی
collection receipt reception
واژههای انگلیسی با این معنی
- line of approach راه وصول، راه تقرب به دشمن، مسير تقرب يا فرود
- collectable قابل وصول، دريافت کردني، فراهم اوردني
- come-at-able قابل وصول، قابل دسترسي، کنارامدني
- irrecoverable وصول نشدني، برنگشتني، بازنيامدني
- collection charge هزينه وصول، هزينه وصول مطالبات
- acknowledgement of receipt اعلام وصول
- collection fee هزينه وصول
- collection order دستور وصول
- cleared cheque چک وصول شده
- collecting books وصول مطالبات
- collecting debts وصول مطالبات
- debt collector وصول کننده طلب، کارگزار وصول طلب
- collecting bank بانک وصول کننده
- tollkeeper متصدي وصول عوارض، باجگير
- debt enforcement درخواست طلب وصول
- bad debt طلب غير قابل وصول، طلب لاوصول، حساب ذخيره اي که براي جبران مطالبات
- del credere وصول کننده مطالبات، تضمين کننده طلبها
- execution for debt اقدام براي طلب وصول
- collection of premiums وصول اضافه ارزش سهام
- debt collecting agency نماينده وصول مطالبات
- taxing master مامور وصول ماليات هزينه دادرسي
- statement of affairs وصول مطالبات و ديون و اموال تاجر، ورشکسته
- pillotage وجوهي که بابت راهنمايي کشتي وصول مي شود
- del credere agent نماينده اي که متعهد به وصول طلبها ميباشد، نماينده اي که وصول مطالبات را تقبل، مينمايد