ویروس معنی انگلیسی virus واژههای انگلیسی با این معنی ultravirus فرا ويروس viricidal ويروس کش. retrovirus ويروس پسگرد virology ويروس شناسي. antiviral داروي ضد ويروس، پاد ويروس antivirus program برنامه ضد ويروس cytomegalovirus ويروس ياخت آماس virologist متخصص ويروس شناس، ويژه گرعلم ويروس شناسي، ويروس شناس. lentivirus ويروس آهسته گستر rhinovirus ويروس سرماخوردگي viricide داورهاي ويروس کش. bacteriophage ويروس حمله کننده به باکتري، ترکيزه خور، باکتري خوار toolkit نام نرمافزاري که براي ويروس يابي در، کامپيوتر بکار ميرود street virus ويروس معمولي (در برابر ويروس ضعيف شده، ازمايشگاهي). avianize ضعيف کردن ويروس بعلت کشت مکرر در جنين، جوجه . CCA. = chimpanzee coryza agent، ويروس سينسيتيال تنفسي