پایتخت معنی انگلیسی capital metropolis seat واژههای انگلیسی با این معنی metropolis پايتخت، شهر عمده متران نشين، مرکز کار Washington پايتخت امريکا Lima پايتخت کشور پرو، حرف .L babylon بابل (پايتخت کلده) Brussels بروکسل پايتخت بلژيک Baghdad شهر بغداد پايتخت عراق ottawa شهراتاوا پايتخت کانادا، دولت کانادا.، زبان اتاوا Ankara شهر آنکارا پايتخت ترکيه Dhaka شهر داکا پايتخت کشور بنگلادش Baku شهر باکو پايتخت جمهوري آذربايجان Croatia کشور کروات که پايتخت آن شهر زاگرب است Tehran نام يک شهر در ايران، پايتخت کشور ايران manil مانيلا، پايتخت جزيره هاي فيليپين، سيگار مانيلا Kuwait کشور کويت، شهر کويت پايتخت کشور کويت metropolitan پايتختي، وابسته به پايتخت يا شهر عمده متران، مطران pandemonium بودباش ديوان، کاخ اهريمن، پايتخت دوزخ warsaw treaty پيمان ورشو، پيماني که عنوان اصلي آن "پيمان کمک، متقابل اروپاي شرقي " است و به سال