پایه ها معنی انگلیسی rudiment واژههای انگلیسی با این معنی bowling crease خط موازي جلوي پايه ها (کريکت) caban طرز قرار گرفتن پايه ها بصورت هرمي براي، نگه داشتن بال بالاي بدنه LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع) PCI local bus [گذر گاه محلي bus]، شکل خلاصه Peripheral Component Interconnect، local bus rank صفت، رديف، قطار