پر حرف معنی انگلیسی chatty garrulous loquacious mouthy prolix talky واژههای انگلیسی با این معنی multiloquent' پرگو، پر حرف jay (ج.ش.) زاغ کبود، (مج.) شخص پر حرف و احمق. abuzz پر سر و صدا، پر چنب و جوش، پر فعاليت anecdotage داستان، حکايت، مجموع حکايات speaking صحبت، حرف (زدن)، سخنراني