پراکندن معنی انگلیسی bestrew blaze diffuse dispel disperse dissipate irradiate issue scatter واژههای انگلیسی با این معنی slather پراکندن يا پهن کردن، اسراف کردن dispersion hardening سخت گرداني فلزات با پراکندن ذرات ريزي، با فازهاي مختلف داخل آن break shot نخستين ضربه براي پراکندن گويهاي بيليارد newscast اخبارراديويي يا تلويزيوني، خبر پراکندن.