پرتابه معنی انگلیسی lead missile projectile rocket shaft واژههای انگلیسی با این معنی rocket ship موشک يا پرتابه فضا پيما. rocketeer هدايت کننده پرتابه يا موشک، دانشمند پرتابه شناس. ballistic پرتابه اي وابسته به علم پرتاب گلوله، مربوط بعلم حرکت اجسامي که درهوا پرتاپ، ميشوند. circular dispersion قطر کوچکترين دايره اي که %75 پرتابه ها، به آن برخورد ميکنند muzzle energy انرژي جنبشي پرتابه درلحظه خروج از دهانه، که نسبت به دهانه اندازه گيري ميشود dingbat قلوه سنگ، پرتابه، تزييناتچاپي antimissile missile موشک ضد موشک، پاد پرتابه .