پرتابی معنی انگلیسی launch واژههای انگلیسی با این معنی projectile پرتابي، پرتاب کننده، پيش برنده ballistic motion حرکت پرتابي throwing events رشته هاي پرتابي chigi ضربه پرتابي دست تکواندو IRBM مخفف: موشک پرتابي ميان برد bank shot پرتابي که به تخته بخورد (بسکتبال)، ضربه اي که به ديوار بخورد و برگردد، (اسکواش) called strick پرتابي که از منطقه توپزن مي گذرد ولي، ضربه نمي خورد (بيس بال) golden gate پرتابي در بولينگ که ميله هاي 4 و 6 و 7، و 10 را باقي مي گذارد straight ball پرتابي در بولينگ که گوي با چرخش مستقيما، حرکت مي کند SLBM مخفف: موشک پرتابي رها شونده از زيردريايي door bundle بارهاي دستي، بار پرتابي همراه با چترباز، بار همراه